جالبه

مطالب مذهبی, اجتماعی و فرهنگی

جالبه

مطالب مذهبی, اجتماعی و فرهنگی

آخرین نظرات

۶۴ مطلب با موضوع «سیاسی» ثبت شده است

جانباز با رقاصه‌ی آمریکایی چه سنخیتی دارد؟

یک خبر:‌ این روزها در خروجی خبرگزاری‌ها خبری را منتشر کردند که در عین آموزنده بودن، دل‌آزار و مشمئز کننده هم بود. براساس این خبر آقای سیدمحمد خاتمی در جلسه‌ی مشترک با برخی از اصحاب رسانه که به ابتکار ایشان برگزار شده بود، نکات مهمی را در خصوص فتنه‌ی سال ۸۸ بیان کردند.

وی در این دیدار با اشاره به اتفاقات سال ۸۸ گفته است: من قبل و بعد از انتخابات به میرحسین موسوی گفتم که در انتخابات رای نخواهد آورد و بر این موضوع تأکید کرده است که معتقدم احمدی نژاد در سال ۸۸ رای آورد و پیروز انتخابات بود.

آیا رذالت و سقوط را مرزی هست؟

کلام نور: وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ (اعراف/179) همانا بسیاری از جنیان و آدمیان را گویی برای دوزخ آفریده‌ایم، زیرا دل‌هایی دارندکه با آن فهم نمی‌کنند و چشم‌هایی دارند که با آن نمی‌بییند و گوش‌هایی دارند که با آن نمی‌شنوند. آنها چون چهار پایایند، بلکه گمراه‌ترند، هم اینانند غافلان .

نمونه‌ی غفلت: مریم سنجانی، عضو جدا شده‌ای از مرکزیت گروهک شیطانی ـ تروریستی منافقین در مصاحبه‌ای گفت: مریم رجوی بارها در نشست‌های ایدئولوژیک سال 1378 عراق بیان می‌کرد که در سازمان ما، اگر کسی به توحید و یگانگی خداوند شک کند، قابل بخشش است چون خداوند دیده نمی‌شود، ولی شک درباره مسعود قابل اغماض نیست.
وی با تشریح برگزاری این نشست‌های به ظاهر ایدئولوژیک افزود: مریم رجوی در این جلسه‌ها خطاب به زن‌های شرکت‌کننده می‌گفت که باید به‌جای شوهر، مسعود را انتخاب کنند. نامبرده همچنین در این جلسه‌ خطاب به مردان حاضر در جلسه می‌گفت که شماها نیز باید مسعود را شوهر همه‌ی زن‌های عضو این فرقه و ارتش آزادیبخش بدانید.

خیز پیشقراولان فتنه!

امروزه با نزدیک شدن به سالروز نهم دی ماه ـ روز نابودی فتنه و فتنه‌گران ـ فعال شدن سایت‌های اجاره‌ای را در کنار تکاپوی روزنامه‌های زنجیره‌ای ـ که تمام هم‌وغم‌شان ایجاد ارتباط ینگه‌دنیایی‌ها با کشور ماست ـ را در کنار بعضی حرکت‌های مشکوک در دانشگاه‌ها می‌بینیم، به‌وضوح خیزش پیاده‌نظام لشکر فتنه و پیشقراولاون آن را در حوزه‌های مختلف مشاهده می‌کنیم.

دیروز گروهی ـ فعلاً نامشخص یا معلوم الحال ـ دست رابطین سازمان سیا را که با نام «هیئت پارلمانی اروپا» برای پرداخت دستمزد خوش‌خدمتی دو تن از فتنه‌گران به ایران آمده بودند، در دست فتنه‌گران گذاشتند، تا آنها راحت مواجبشان را دریافت کنند و صرف آسیب زدن به انقلاب اسلامی نمایند.

کارهای دزدانه و سخیف در سرزمین شیران چرا؟!

روز گذشته مذاکرات صحن علنی مجلس را که تماشا می‌کردم، دلم به درد آمد. به‌خودم گفتم ایران ما از امن‌ترین کشورها در دنیای امروز است. منافقین، تکفیری‌ها، ضدانقلاب داخلی و اراذل و اوباش با همه‌ی خباثت و برنامه‌ریزهای شیطانی، از بیداری و هوشیاری سربازان امام زمان(ع) به‌گوشه‌ای خزیده و ماست‌هایشان را کیسه کرده‌اند. کوچک‌ترین اقدام غیرامنیتی آنها در کم‌ترین زمان شناسایی، کشف و عواملش مجازات می‌شوند. حالا چه بر ما رفته که چند عامل استعماری به‌نام هیئت پارلمانی وارد کشور ما شده‌اند و هر غلطی را که دلشان می‌خواست کرده‌اند؟!

یادمان نرود، اروپایی‌ها در هر لباس و جایگاهی که باشند، دشمن دین و تمدن ما بوده و هستند. از کشور ورشکسته‌ی یونان گرفته که امروزه سفارتخانه‌اش نقش جاسوسخانه‌ی ایالات متحده و انگلیس را در اذهان تداعی می‌کند تا فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها که سوابق‌شان روشن روشن است. پس از دشمن نباید غافل بود و حتماً نیروهای امنیتی ما هم غافل نبوده‌اند.

خوش خیالی ممنوع!

در این چند روز که خبرهای مرتبط با توافقنامه‌ی ژنو را رصد می‌کردم، به این نتیجه رسیدم که غربی‌ها با یک بازی هماهنگ و حساب شده کار را به‌گونه‌ای بنا دارند تدبیر و هدایت کنند که نتیجه‌اش جز تعطیلی مراکز غنی‌سازی اورانیوم و نابودی پایگاه‌های فراوری هسته‌ای ایران و سرانجام وابستگی کامل ما و تمام کشورهای اسلامی به آنها، چیز دیگری در پی نداشته باشد. این نکات بیانگر موضع‌گیری‌های شیطانی آنها در خارج و عوامل داخلی‌شان در کشور است. البته با تعامل‌های چند جانبه‌ی دیگر:

نکته‌ی اول:‌ در حالی‌که جهان آماده‌ی دیدن دود سفید از دودکش ژنو بود، جناب فابیوس فرانسوی ناگهان در چهره‌ی مخالف وارد بازی می‌شود و مذاکرات را دچار تشنج می‌کند. البته فرانسه مزد این فداکاری برای غرب را در آفریقای مرکزی می‌گیرد و آمریکایی‌ها و سایر کشورهای غربی در مقابل لشکرکشی آنها به آفریقای مرکزی و کشتار مردم فقیر و بیچاره‌ی آنجا، نه اعتراضی می‌کنند و نه حقوق بشری را تضییع شده می‌بینند؛ البته قول همکاری هم می‌دهند.

من هم هستم!

این روزها بعضی‌ها برای اینکه بگویند «ما هم هستیم» دست به کارهای عجیب و غریبی می‌زنند. البته این حرکت‌ها از سوی آدم‌هایی که بود و نبودشان اثری در اعتقادات مردم نمی‌گذارد، چندان قابل توجه نیست؛ لیکن این موضع‌گیری‌ها از سوی کسی که خود را عالم دین می‌داند و تعدادی هم نخ اعتقادشان را به رفتار و منش وی گره زده‌اند، تبعات خوش‌یمنی در پی نخواهد داشت.

این روزها در خروجی خبرگزاری‌ها ـ به‌صورت محدود ـ و در فضای مجازی ـ به صورت گسترده ـ شاهد بودیم که دوباره خبرهای آنچنانی از شیخ یوسف صانعی مخابره شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. روحانیی که بعد از حرکت مردمی نهم دی‌ماه 88 ـ قیامی که باعث شد شعله‌های فتنه‌ی 88 برای همیشه خاموش شود ـ مهر سکوت بر‌دهان زد و چهار سال جامعه را از گفتار تنش‌زایش نجات داد. ایشان وقتی شعاردهندگان «نه غزه نه لبنان» نام ایشان را در شعار «مجتهد واقعی منتظری، صانعی» سر دادند از اینکه نامش در کنار شیخ ساده‌لوح و علیه استوانه‌های انقلاب به زبان‌ها جاری شد، اظهار خوشحالی کرد و با حمایت از سران فتنه در گرداب فتنه‌سازان گرفتار شد. به تازگی آقای صانعی در مصاحبه با روزنامه‌ی نیورک تایمز افاضاتی فرموده‌اند که شنیدنش خالی از لطف نیست:

چه کسی باید پاسخ دهد؟

کلام نور: وَ قَالَ الصادق(ع) لَا یُلْسَعُ الْعَاقِلُ مِنْ جُحْرٍ مَرَّتَیْن؛ این بیان نورانی امام صادق(ع) است که فرمود: آدم عاقل دوبار از یک سوراخ گزیده نمی‌شود. (بحارالانوار،‌ج1 ص132).

این روزها ورود چند اروپایی در قالب هیئت پارلمانی، بعضی‌ها را چنان ذوق‌زده کرد که یادشان رفت اینها همان‌هایی هستند که در فتنه‌ی 88 چیزی نمانده بود امنیت، ملیت و مقدساتمان را با نوکران داخلی‌شان به‌باد دهند. فراموش کردند که دوستان این میهمان‌های آنچنانی ـ مثل خانم اشتون و... ـ در اوکراین با بی‌شرمی تمام در صف مخالفان دولت حاضر شده و در میدان آزادی و جای دیگر علیه حاکمیت دولت اوکراین دخالت می‌کنند. آنها در ایران، پا از گلیم میهمانی فراتر گذاشته و در سفارت یونان با دو تن از عناصر تابلودار فتنه‌گران ـ ‌جعفر پناهی و نسرین ستوده ـ‌ ملاقات کرده‌اند. این اقدام چنان به‌مذاق خارج‌نشینان خوش آمده که گزارشگر خائن سازمان ملل ـ احمد شهید، نوکر منافقین و توطئه‌چین علیه کشورمان ـ‌ هم طمع کرده دوباره به ایران بیاید و گزارش‌های کذایی‌اش علیه امنیت ملی ما را دوباره تهیه کند. در خصوص دعوت، استقبال و ملاقات‌های این گروه کسی پاسخگو نیست. این خبرها را زیادی بخوانید:

توافقنامه‌ی ژنو3 فرو ریخت!

از همان روز اول مشخص بود که غربی‌ها تمایلی به حرکت در مسیر عدالت و شناسایی حقوق مسلم ایران نداشته و به‌امضای توافقنامه براثر فشار افکار عمومی تن داده‌اند. نگاهی به اقدام‌های ناسازگار غربی‌ها با منطق و عقلانیت در چند روز پس از امضای توافق را می‌تواند گویای این امر باشد:

ـ موضع‌گیری جان کری در ژنو و اصرار بر عدم شناسایی حق غنی‌سازی ایران، نشان از این داشت که این توافقنامه یک ساعت بیشتر دوام نداشت.

ـ موضع‌گیرهای اوباما در یک روز بعد از توافق و تأکید بر عدم شناسایی حق غنی‌سازی ایران از یک سو و تهدید به روی میز بودن همه‌ی گزینه‌ها حتی گزینه‌ی نظامی.

ـ‌ کری‌خوانی‌های وزیر امور خارجه‌ی امریکا در تهدید ایران به تعطیلی فردو،  آب سنگین اراک، غنی‌سازی حتی در سطح 5% و زیاده‌گویی‌های دیگر که نشان از عصبانیت آمریکایی‌ها از امضای توافقنامه داشت.

این همه بی‌تدبیری چرا؟!

ضرورت کسب آگاهی: امام صادق(ع) فرموده‌اند: وَ الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِس‏؛ کسی که آگاه به مقتضیات ـ اوضاع و احوال ـ  زمانه‌اش باشد، مورد هجوم اشتباه‌ها ـ سیاهی و پلیدی‌ها ـ قرار نمی‌گیرد. (تحف العقول/ ص  359)

اوضاع زمانه: ـ بحث توافقنامه‌ی ژنو3 که مطرح شد، سران کشورهای زورگو با لبخند به میدان آمدند و سگ‌های زنجیری آنها در اروپا و غرب آسیا ـ‌به‌ویژه اسرائیل ـ برای فریب اذهان عمومی، با داد و فریاد و موضع‌گیرهای آنچنانی موضع گرفتند.

ـ توافقنامه که تصویب شد، آمریکایی‌ها به نمایندگی از زورگویان از همان روز اول قاعده‌ی بازی را به هم زدند و یک روز با اصرار بر اینکه در توافقنامه اشاره‌ای به حق غنی‌سازی ایران نشده و روز دیگر تعطیلی صنعت هسته‌ای و نظامی ما را فریاد زدند، در حالی که سگ‌های زنجیری آنها یا سکوت کرده‌اند و یا با لبخند از اجرایی شدن توافقنامه صحبت می‌کنند.

نکته: با کمی دقت در اخبار، موضع‌گیری‌ها و رویدادهای این روزها، هماهنگی بین زورگویان و سگ‌های زنجیری‌شان را در خصوص تضییع حقوق مردم ایران به‌خوبی مشاهده می‌کنیم.

زورگویی با چاشنی پررویی!

یک واقعه‌ی عبرت‌آموز: در روستای ما زنی بود که به سهم خانواده‌اش در حقابه‌ی زمین‌های کشاورزی قانع نبود و گاه و بی‌گاه به باغش می‌رفت و از سهم آب دیگران دزدی و درخت‌هایش را آبیاری می کرد. وقتی میرآب‌ها به سراغش می‌رفتند و به دزدی و زورگویی‌اش اعتراض می‌کردند، بند شلوارش را می‌گشود و در مقابله میرآب بیچاره برهنه می‌شد و داد و فریاد راه می‌انداخت. میرآبها هم از ترس آبرویشان آب را رها و پا به فرار می‌گذاشتند.

آب به آسیاب دشمن نریزید، لطفاً!

در خبرها خواندیم که آقای دکتر ظریف در آستانه‌ی روز دانشجو به جمع دانشجویان دانشگاه تهران رفته و خطاب به‌آنها گفته‌اند: «غربی‌ها از چهار تا تانک و موشک ما نمی‌ترسند. آیا شما فکر کرده‌اید که آمریکا که با یک بمبش می‌تواند تمام سیستم‌های نظامی ما را از کار بیندازد، از سیستم نظامی ما می‌ترسد؟‌ آیا واقعاً به خاطر سیستم نظامی ماست که آمریکا جلو نمی‌آید؟» به‌عنوان کسی که چندین سال است پیشرفت‌ها و تغییرات صنایع نظامی کشورمان را رصد می‌کند، به جناب آقای ظریف عرض می‌کنم:

کمی انصاف، لطفاً

در چند روز گذشته شاهد گزارش 100روزه‌ی جناب آقای رئیس جمهور محترم از فعالیت‌های دولت فخیمه و بازتاب‌های گوناگون آن در رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها بودیم. از چندین مطلب قابل توجه و بررسی تصمیم گرفتم با توجه به حضور بیش از سه دهه‌ در عرصه‌های فرهنگی و بیش از دو دهه ارتباط مستقیم با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به‌ویژه در خصوص تولید و پخش کتاب مطلبی را یادآوری کنم.

د.د.ت.

سال 1347 وزارت بهداشت حکومت پهلوی با همکاری آمریکایی‌ها به روستاها آمدند تا مردم را از مزاحمت و آزار کنه‌های گاوی و موش‌های موذی نجات دهند. گروه‌های سم‌پاش با بشکه‌هایی که از سم‌های کشنده‌ی د.د.ت. آمریکایی پر بود، وارد خانه‌های مردم شدند. اتاق‌ها، انبارها، طویله‌ها، زاغه‌ها و... خوب سمپاشی کردند. به هفته نکشید که ریشه‌ی هر چه کنه و موش بود، از روستا کنده شد. مردم خوشحال از اقدام دولت دعا گوی شاه و عواملش شدند.

چند ماه بعد کم‌کم آثار سم‌ها در جاهای دیگر خودش را نشان داد. هرچه کندوی زنبور عسل بود، همه از بین رفت. روستائیان کودهای آلوده به سم را از طویله‌ها به مزارع بردند و به‌دنبال آن آفت‌های جدید به جان مزارع افتاد و پرندگان و خزندگان مفید را نابود کرد. آن وقت بود که معلوم شد طرح سمپاشی آمریکایی‌ها برای نابودی دامداری و کشاورزی روستا بود نه نجات روستائیان از شر کنه و موش.

سگ‌های زرد!

این روزها در رسانه‌های مختلف خبری دیدیم و شنیدیم که دو نفر از اعضای گروه سگ‌های زرد که در ایالات متحده در یک دعوای نامشخص به هلاکت رسیده بودند، با صرف یک میلیارد ریال از کیسه‌ی سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ‌ بخوانید بیت‌المال بی‌زبان ـ با تأیید معاون فرهنگی وزارتخانه از ینگه دنیا به تهران منتقل و در بهشت زهرا(س)، قطعه‌ی هنرمندان به خاک سپرده‌ شده‌اند. 

از سوی دیگر، هنوز دو سال بیشتر از خبر فوت امیر سرتیپ محمود رستمی، در یکی از بیمارستان‌های ایالات‌ امریکا نمی‌گذرد که شنیدیم به‌دلیل عدم توانایی مالی خانواده و کم‌توجهی مسئولان مربوط، پیکرش در ینگه ماند و غریبانه به خاک سپرده شد.

بهتر از این نمی‌شد!


این روزها کم‌تر خبرگزاری، روزنامه و مجله را در فضای حقیقی یا مجازی، در خارج یا داخل کشور می‌بینی که بخشی از مطالبش را به توافق ژنو 3 یا بهتر بگوییم بین زورگویان جهان با جمهوری اسلامی مظلوم در  به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی ایران اختصاص نداده باشد. هرکسی حرف خودش را می‌زند:

غربی‌ها و دوستان‌شان در داخل می‌گویند: ما به ایران اعتماد نداریم و با عمل به این توافقنامه، ایرانی‌ها باید اعتماد ما را جلب کنند.

مسئولان ایرانی می‌گویند: ایرانی‌ها به غربی‌ها اعتماد ندارند و باید آنها [با عمل به این توافقنامه ] اعتماد ایرانی‌ها را جلب کنند.